به یادگار نوشتم خطی زدلتنگی |
|
تو می دونی.............. پشت این پنجره ها دل میگیره غم و غصه ی دل رو تو می دونی وقتی از بخت خودم حرف میزنم چشام اشک بارون میشه تو می دونی عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو می دونی هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوست دارم تو می دونی می خوام امشب باخودم شکوه کنم شکوه های دلم رو تو می دونی بگم ای خدا چرا بختم سیاست؟ بخت من چرا سیاست تو می دونی پنجره بسته میشه شب میرسه چشام آروم نداره تو می دونی اگه امشب بگذره فردا میشه اگه فردا چی میشه تو می دونی نوشته شده توسط ستاره تاریخ پنجشنبه 24 خرداد1386 و ساعت 1:59 قبل از ظهر |+|
|