تبليغاتX
به یادگار نوشتم خطی زدلتنگی
به یادگار نوشتم خطی زدلتنگی

واحه ای در لحظه

 

 

 

 

به سراغ من اگر می آیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است .پشت هیچستان رگ های هوا،پر قاصدهایی است

که خبر می آرند ،از گل واشدۀ دورترین بوتۀ خاک.

روی شن ها هم ،نقش های سم اسبان سواران ظریفی

است که صبح

به سرتپۀ معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان،چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی،سایۀ نارونی تا ابدیت جاری است.

 

 

به سراغ من اگر می آیید،

نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من.



نوشته شده توسط ستاره تاریخ دوشنبه 31 اردیبهشت1386 و ساعت 4:0 قبل از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

0