به یادگار نوشتم خطی زدلتنگی |
|
خدا رو شکر همه چیز یه جورایی به خیر گذشت ،ولی 2 هفته استراحت تو خونه خیلی کسالت آوربود،عجیبه که تا مریض نشیم قدر سلامتی خودمونو که بهترین نعمت هست رو نمیدونیم،زندگیه منم شده مثل واکنش های زنجیره ایی که به طور متوالی فقط پشت سر هم تکرار میشن!بازم جای شکرش باقیه.....
بهار بود ولی صدای خزیدن برگ های مرگ خزانی، خزان برپا می داشت. برگ های سبز بیش از همه صدا می کردند. نهردیگرسنگ ها را جابه جا نمی کرد، باد دیگر نجوای تازه ای نداشت. خاک دیگر موسیقی یاد تو را نمی خواند ، من هم چشمانم را بستم
نوشته شده توسط ستاره تاریخ چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 و ساعت 4:32 بعد از ظهر |+|
|