تبليغاتX
به یادگار نوشتم خطی زدلتنگی
به یادگار نوشتم خطی زدلتنگی

واحه ای در لحظه

 

 

 

 

به سراغ من اگر می آیید،

پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است .پشت هیچستان رگ های هوا،پر قاصدهایی است

که خبر می آرند ،از گل واشدۀ دورترین بوتۀ خاک.

روی شن ها هم ،نقش های سم اسبان سواران ظریفی

است که صبح

به سرتپۀ معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان،چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،

زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست

و در این تنهایی،سایۀ نارونی تا ابدیت جاری است.

 

 

به سراغ من اگر می آیید،

نرم و آهسته بیایید،مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من.



نوشته شده توسط ستاره تاریخ دوشنبه 31 اردیبهشت1386 و ساعت 4:0 قبل از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ جمعه 28 اردیبهشت1386 و ساعت 5:39 قبل از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

قطره اشک مهربان

 

  روزی،هنگام سحرگاهان ،رب النوع سپیده دم از نزدیکی گل سرخ شکفته ایی می گذشت.

   سه قطره اب برروی برگ گل مشاهده نمود که او را صدا کردند.

   ـ چه می گویید ای قطرات درخشان؟

   ـ می خواهیم در میان ما حکم شوی.

   ـ چه اتفاقی افتاده؟

   ـ ما سه قطره ایم که هر یک از جایی امده ایم ،می خواهیم بدانیم کدام یک بهترینیم.

   ـ اول تو خود را معرفی کن.

   یکی از قطرات حرکتی کرد و گفت:من از ابر فرود امده ام .من دختر دریا و نماینده اقیانوس مواجم.

   دومی گفت:من ژاله و پیشرو بامدادم .مرا مشاطه صبح و زینت بخش ریاحین و شکوفه ها می نامند.

   ـ دخترک من!تو کیستی؟

   ـ من چیزی نیستم.من از چشم دختری افتاده ام .نخستین بار تبسمی بودم ،مدتی دوستی نام   داشتم ،اکنون اشک نامیده می شوم.

   دو قطره اولی از شنیدن این سخنان خندیدند اما رب النوع ،قطره سومی را به دست گرفت و گفت:به خود باز ایید و خودستایی نکنید .این از شما پاکیزه تر و گران بها تراست.

   اولی گفت:من دختر دریا هستم.

   دومی گفت:من دختر اسمانم.

   رب النوع گفت:چنین است اما این بخار لطیفی است که از قلب برخاسته و ازمجرای دیده فرود امده است.

   این بگفت و قطره اشک را مکید واز نظر غایب شد.

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ جمعه 28 اردیبهشت1386 و ساعت 5:32 قبل از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

 

 

 

 

خدا رو شکر همه چیز یه جورایی به خیر گذشت ،ولی 2 هفته استراحت تو

 خونه خیلی کسالت آوربود،عجیبه که تا مریض نشیم قدر سلامتی خودمونو که

 بهترین نعمت هست رو نمیدونیم،زندگیه منم شده مثل واکنش های زنجیره ایی

 که به طور متوالی فقط پشت سر هم تکرار میشن!بازم جای شکرش باقیه.....

 

 

 

 

 

 

 

بهار بود ولی صدای خزیدن برگ های مرگ خزانی،

خزان برپا می داشت.

برگ های سبز بیش از همه صدا می کردند.

نهردیگرسنگ ها را جابه جا نمی کرد،

باد دیگر نجوای تازه ای نداشت.

خاک دیگر موسیقی یاد تو را نمی خواند ،

من هم چشمانم را بستم

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 و ساعت 4:32 بعد از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

 

 

 

 

 

امروز روز معلم بود اولین بار بود که توی عمرم  دانش آموزان بهم این روز رو

 تبریک می گفتن،این اولین تجربه برام خیلی حس قشنگی بود........،دانش آموزان

 رو زود تعطیل کردیم و خودمون با همکارای دیگه رفتیم کوه، در واقع جشن روز

 معلم رو اونجا برگزار کردیم خیلی خوش گذشت ...کلآ روز خیلی خوبی بود ، ولی

 افسوس که چه زود خوشی هام ضایع شد،راست گفتن که آدما از یه لحظه ی دیگه ی

خودشون بی خبرن ............ امروز عصر رفتم پیش دکترم که جواب آزمایشم رو

 نشون بدم ،نمی دونم چرا خدا نمی خواد قدری خوشی تو زندگی من باشه ،بعد از

 اون همه غم که تازه داشتم فراموششون می کردم،آخه چرا خدایااااااااااااااااا؟؟؟؟

من می ترسم خدایااااااااااااااااا..............برام دعا کنید.



نوشته شده توسط ستاره تاریخ چهارشنبه 12 اردیبهشت1386 و ساعت 10:25 بعد از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

 

 

روز معلم بر خودم (خب منم دل دارم دیگه)و بر همه معلمان عزیز

   مبارک باد. 

 

 

 

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ چهارشنبه 12 اردیبهشت1386 و ساعت 5:36 بعد از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

سبب..........

 

 

سبب منم که می شکنم، اما حرفی نمی زنم

 

اگه هیچ کس برام نموند، واسه اینه که سبب منم

 

کاش بدونی ماتم دنیا بی تو فقط گریه می خواد

 

کی میدونه این حسرتا چه کرده با روز و شبام؟

 

تو زندگیم یه دنیایی، یه کابووسم ،تو رویایی

 

یه پاییزم ،تو بهاری، من یه مرداب، تو دریایی

 

از این گریه چه میدونی، نه دردمی ،نه درمونی

 

به چه امید می خوای باشی، که پیش دردام بمونی

 

تو زندگیم یه دنیایی، یه کابوسم، تو رویایی

 

یه پاییزم، تو بهاری، من یه مرداب ،تو دریایی

 

سبب منم که می شکنم، اما حرفی نمی زنم

 

اگه هیچ کس برام نموند، واسه اینه که سبب منم

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ سه شنبه 11 اردیبهشت1386 و ساعت 4:38 قبل از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

 

 


آرزويم اين است :


نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد ....


نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز


و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي


عاشق آنکه تو را مي خواهد


و به لبخند تو از خويش رها مي گردد


و تو را دوست دارد به همان اندازه که دلت مي خواهد



نوشته شده توسط ستاره تاریخ دوشنبه 10 اردیبهشت1386 و ساعت 3:43 قبل از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

 

 

 

 

یادت باشه دنیا گرده ،

 

هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی....

 

شاید در نقطه شروع باشی.

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ یکشنبه 9 اردیبهشت1386 و ساعت 5:21 بعد از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

 

 تنهایی تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست، تنهایی را دوست دارم زیرا

 

 عشق دروغی در آن نیست، تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کرده ام ،تنهایی

 

 را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست، تنهایی را دوست دارم زیرا در کلبه ی

 

تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان نخواهم کرد.

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ یکشنبه 9 اردیبهشت1386 و ساعت 3:12 بعد از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

ديشب نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ...

 

 واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه

 

 که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه

 

 هم ميتونه باشه...

 

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ سه شنبه 4 اردیبهشت1386 و ساعت 1:4 قبل از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو آنقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟

 

 خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم،


چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته.



نوشته شده توسط ستاره تاریخ سه شنبه 4 اردیبهشت1386 و ساعت 0:48 قبل از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

 

بهار باز آمده

 و شکوفه های سفید و برگ های سبز کوچه را .پوشانده.

از میان آن ها 

 یکی را جدا می کنم تا در خزان 

برایم حکایت کند

 



نوشته شده توسط ستاره تاریخ یکشنبه 2 اردیبهشت1386 و ساعت 4:55 بعد از ظهر

|+|

http://tak-3tare.blogfa.com

0